طنز کوه

با عنایت به سیاق این چند ساله جشنواره صعودهای برتر کوه‎نوردی و سنگ‎نوردی موسوم به  "گلنگ نمادین"؛ در تقدیر و سپاس از همدیگه!  از همین الان دریافت گنندگان لوح تقدیر سال 98 جشنواره مشخص شدند! لازم به ذکر است علت اعلام این برندگان به دلیل این است که  به طرز عجیب و غریبی و به طور کاملا اتفاقی! این برندگان رقیبی هم نداشتند. فلذا اعضا زیر مفتخر به  دریافت لوح تقدیر و سپاس و تشکر و نوشابه بازکنی و تایید همدیگه و کلا دم خودمون گرم و زنده باد فدراسیون رضا زارعی! میشوند.

لازم به ذکر است مدیونید فکر کنید که چرا این چند ساله تقدیر از رسانه‎های تصویری و وبلاگی نبوده تو جشنواره  یکهو امسال اضافه شده؛ به خاطر تقدیر از برنامه کوه گشت بوده ها، نه!!! دلیلش اینه که  برنامه کوه گشت به طور استثناء امسال بدون هیچ بودجه تزریقی صدا و سیما و فی سبیل الله و در میان رقابت سخت با دهها برنامه مشابه به پیروزی رسید! که ما هم تبریک می گیم به ایشان و اوشان و زنده باد فدراسیون رضا زارعی! و گور بابای سایتها و وبلاگها و کانالهایی که با  وقت نویسندگان و بعضا هزینه شخصی تولید محتوا میکنند.

و اما اسامی برندگان؛

تقدیر و تحسین و لوح تقدیر داده می شود به:

1- لوح تقدیر و سپاس تقدیم می‎شود به رییس برتر فدراسیون کوه نوردی رضا زارعی در رقابت با خودش!

2- لوح تقدیر تکراری تقدیم میشود به فعال محیط زیست و نیسانهای دماوند

3- لوح تقدیر به مسئول دفتر فدراسیون در رقابت با مسئول دفتر فدراسیون!  نمیشه که رییس فدراسیون تقدیر بشه مسئول دفترش نشه

4- لوح تقدیر به نایب رییس بانوان در رقابت تنگاتنگ با خودشان

5- پارسال کوه گشت و امسال با افتخار تقدیم  میشود به مسئول روابط عمومی

6- لوح تقدیر به یکی دیگه از کارکنان همینطوری چون اضافه اومده بود!

7- لوح تقدیر دوسال قبل داده شد به کارپرداز و لذا نامردیه امسال داده نشود به آبدارچی خودمان!  دور دور آبدارچیهاست فعلا!

8- لوح تقدیر و سپاس  به مسئول تدارکات فدراسیون. زنده باد تدارکات چی‎ها!

ستاد توزیع جوایز دورهمی



در راستای درگیری اخیر کانالی دو کانال باز دنیای کوهنوردی و بحث شیرین دلار و نیسان و دماوند و عاشقانه‎های محیط زیستی و غیره و غیره... به اطلاع می‎رساند  بنابر گزارش خبرگزاری‎ها در حال حاضر نبرد بین شبه نظامیان نیسان سوار و ارتش دغدغه محیط زیستیان سنگین گزارش شده و بر همین اساس گروه زاقارتها ضمن اعلام بی طرفی با اعلام وضع اضطراری گروه را به خط کرده و فرمان داد:

 از جلو نظام از عقب نیسان!

در همین رابطه در خصوص تردد در گوسفند سرا اعلام خطر شد که :

اگر در گوسفند سرا یک نیسان بیاید و تعدادی کوه نورد پیاده باشند حق تقدم با کدام است؟

جواب:  نیسان

علت؟ دلار

و داریوش غمگینانه خواند:

دماوند از غصه میمیرد کوه نورد داخلی از باد بی پولی... غرش نیسان پیدا در این مرداب بی دلاری

و در این اوضاع بد اقتصادی دلالها دست به کار شدند و آگهی دادند که:

 یه نیسان آبی دارم زیر پای یک کوه‎نورد بوده باهاش فقط می رفته گوسفند سرا و بر می گشته فروش بی فروش

و باز داریوش با سیگاری روشن غمگینانه خواند:

نیسانو کولم می گیرم روزی صد دفعه می میرم میارم توریستو تو خونه میگیرم دماوندو نشونه

و البته طنز نیوز مَخلص کلام این شعر را می خواند که:

آن یکی نیسان  است اندر بادیه

آن دگر نیسان است اندربادیه

آن یکی نیسان است کآدم می‌برد

وآن دگر نیسان است کآدم می‌برد!

در خاتمه پیشنهاد میکنیم با هدف توسعه و آموزش کوه‎نوردی نوین؛ فدراسیون کوه نوردی در کنار انبوه دورههای کاملا مورد نیاز کوه‎نوردی! دوره مقدماتی و پیش نیاز " اصول و مبانی نیسان شناسی در کوهستان" را طراحی و با تدریس یکی از دوستان اجباری کند تا از این راه ضمن آموزش کوهنوردی نوین نانی هم دورهمی در بیاید.


نون بیات وحلوا
سوخته حریر کوه‎ها
نون و پنیرو گردو
قصه‎ی امداد جادو
نون و پنیرو سبزی
تو بیش از این میارزی

قصه ی مصدومان بد
که از تو کوهها  میاومد
نشسته بر صبحانه کاری 
لقمه هارو چهارتا یکی میزد!


در راستای اینکه در توسعه ورزش کوهنوردی ما اخیرا نه تنها از اروپا و کشورهای صاحب نام جلو افتادهایم بلکه به چهار راه استانبول هم رسیده و قیمت های ارز را جا به جا کرده‎ایم.  فلذا فقط در یک چیز عقب افتاده بودیم آن هم صبحانه کاری! که  به همت و تلاش متخصصان داخلی بحمدالله نصب و راه اندازی شد و در این فقره هم از کشورهای صاحب نام پیشی گرفتیم.

 بنده هم مثل شما هر چی به این عکس نگاه میکنم دچار شعف میشوم؛ اینکه به خدا ما هم هیچ کمی از اتحادیه اروپا و صبحانه کاریهاش حتی  نشستهای آژانس بین المللی انرژی هسته‎ای و حل مسائل هستهای دنیا با آن صبحانه کاری‎های سوسولیشون نداریم.

در هیمن راستاتر و با توجه به توسعه روز افزورن تکنیکهای صبحانه خوری با انواع نان  خصوصا بربری در فدراسیون کوه‎نوردی، زاقارت ها هم تصمیم به برگزاری صبحانه کاری کرد و با کمک کوکب خانم که زن پاکیزه و با سلیقه ای هست صبحانه کاری مفصلی تدارک دید و مشغول حل و فصل معضلات کوهنوردی شدند.  

روزی عباس ثابتیان! از انجمن کوه نوردان  سر زده به جلسه آنها آمد. کوکب خانم با تخم مرغ تازه و روغن، نیمرو درست کرد. نان و کره و ماست و پنیر هم سر سفره گذاشت. همه از مهمان نوازی و سلیقهی کوکب خانم تعریف کردند. عبّاس ثابتیان می‎خورد و می‎گفت: من که از خوردن این نان و کره و نیمرو سیر نمیشوم. چه غذاهای خوشمزهای! خداراشکر می کنم که این همه نعمت های خوب آفریده است.

خدایا بیامرز! راست می‎گفت چه غذاهای خوشمزه‎ای واقعا خداروشکر!!

 


معضلات مذکران کوه‎نورد!

 

بالاخره بعد از مدتها فدراسیون کوهنوردی موفق شد تعدادی از کوهنوردان و سنگنوردان زبده مونث! را به زور از بالای کوهها و دیوارهها پایین آورده تا با آن‎ها یک جلسه برگزار کند و مشکلات و معضلات‎شان را برای همیشه بر طرف کند. این کوه‎نوردان که از بی معضلی رنج می‌‎بردند گفتند: بابا بگذارید به کوه‎نوردیمان برسیم!

در همین راستا و برای دور نماندن از قافله تغییر و تحولات شگرف! گروه کوهنوردی و سنگنوردی زاقارتها برای حل معضلات ورزش مذکران! جلسهای اضطراری با حضور اعضای فعال و کوه‎نوردان به نام  زیر برگزار  و به تبادل افکار و نوشیدن چای پرداختند.

لازم به ذکر است این جلسه به هیچ عنوان برای  پر کردن بیلان کاری گروه نبوده و کلا نیتمان خیر است به همین شب عزیز قسم!

کوه‎نوردان و سنگ‎نوردان حاضر در جلسه:

ممد آقا بقال: رزومه؛ نگاه کردن هر روز صبح به قله توچال بعد از اینکه کرکره را بالا میدهد و کشیدن چند نفس عمیق و گفتن این جمله هر روزه که: به به چه هوای خوبی جوون می ده برای کوه نوردی! البته ایشان یک صعود شبانه با گفتن همین جمله  از بالای پشت بام و و قتی ماه کامل بوده در رزومه خود دارند.

اصغرآقا لوله کش: رزومه؛ لوله کشی قهوهخانههای پس قلعه و چند خانه با صعود به وسیله تلی سی یژ. لازم بذکر است از وقتی تله سی یژ را بستهاند کاسبی این بنده خدا هم کساد شده.

داوود تپه: صعود انفرادی و فری سلو چندین باره تپههای داوودیه و پارک جنگلی لویزان، شب مانی پارک چیتگر و صعود زمستانه انفرادی به زیر کرسی

جعفر گازی: جمع آوری هر روزه  کپسول گازهای قهوهخانههای سر راه  درکه به روش کپسوله!

حسین پنجرهساز: صعود فری سلو دیوار خانه‎ها و اندازه گیری و ساخت پنجره‎ها.

این اعضا با گردهم آیی خود ضمن تجدید میثاق با آرمان‎های کوه‎نوردی و سنگنوردی  و تلاش در هر چه بیشتر اجرایی کردن اهداف وزارت ورزش همفکری کرده و بعد از نوشیدن چای و پوست کندن چند میوه جلسه را به اتمام رساندند  که نتایج عینی و عملی آن را بزودی مشاهده خواهید کرد! الاحساس و المشاهده.

لازم به ذکر است: در همین راستا و با حضور این اعضا برجسته گروه کوه‎نوردی زاقارت‎ها  دیگر ضرروتی به دعوت از عظیم قیچیساز، پروانه کاظمی و نسیم عشقی این کوه‎نوردان و سنگ‎نوردان علاف و پر مدعا و  ناشی و آماتور! ندیده و ختم جلسه را اعلام نمودند.

 




کانال تلگرامی فدراسیون کوه نوردی تصویری با علامت  سوال  به تاریخ 30 اردیبهشت منتشر کرده است که ظاهرا باید حدس بزنیم که سی اردیبهشت مصادف با چه روزی است؟

چون خودشان فعلا چیزی نگفتند هیات تحریه‎ی طنز کوه حدسیات خود را به شرح زیر به سمع و نظر شما می رساند:

1- سال روز سرکوب شورش سنگنوردان در مسابقات دهه فجر و اهتزاز پرچم  پرافتخار فدراسیون؟

2- سال روز محرومیت چندین سنگنورد از شرکت در مسابقات؟

3- بزرگداشت قیام سردار اقبال افلاکی در مبارزه با سنگنوردان شورشی؟

4-  سال روز سقوط حکومت شعاعی و استقرار نظام مردم سالار زارعی؟

5- تولد والده آمیرز مصطفای ما؟

6- سال روز تاسیس کوهنامه و طنز کوه؟

7- روز تشکیل گروه کوهنوردی زاقارتها؟

8- بره کشون اقدس؟


گمون نمی‎کنم غیر از اینها باشه چون اتفاق مهم دیگه‎ای نیوفتاده این چند وقت!



بسمه تعالی



جناب آقای رییس مسابقات و هیات داوری محترم

به استحضار رسانده می‎شود ضمن اینکه مرگ بر امریکا و مرگ بر ضد انقلاب و استکبار جهانی، اینجانب یک عدد سنگ‎نورد که التزام کامل به قانون اساسی کشورم دارم  و به خدا تا حالا کلانتری هم نرفتم وبا سرویس‎های جاسوسی خارجی هم در ارتباط نیستم و حتی تا مدت‎ها موساد را موسی می خواندم چون فکر می‎کردم به اسم پیامبر یهود نام‎گذاری کردند و قصد ضربه زدن به انقلاب هم ندارم و حاشیه پرداز هم نیستم،  تقاضای صنفی‎ای هم ندارم، به قصد تحریک نیامدم الانم تو قرنطینیه نیستم منو بگردید بر پدرش لعنت اگر دوربینی هم داشته باشم  کلا غلط زیادی بکنم و هر نوع تهدید مسئولان مسابقات رو هم به جوون می‎خرم، فقط یک خواهش داشتم بازم می گم ضد انقلاب نیستم سو سابقه هم ندارم یک کارمند و سنگ‎نورد زپرتی معمولی هستم فقط درخواست داشتم این فیلم صعود من بازبینی بشه به نظرم تایمش درست اعلام نشده ببخشید ها ممنون

  مرگ بر امریکا

پ.ن: شقیقه‎هایت را برای گریه کردن دوست دارم!



+هی سانی شنیدم میخواستی مسابقات رو تحریم کنی؟

-نه قربان کی همچین حرفی زده؟!

+اما من شنیدم... قبلشم داشتی تو دلت می گفتی!!

-نه قربان فقط یه لحظه تصور کردم ببینم چه شکلی میشه

+هی جو!....

- بله قربان؟

+کلکشو بکن

-نهههههههههههههههههههههههه

 

 

 



با عنایت به اینکه "رضا زارعی" مجددا به ریاست فدراسیون رسید؛همینجوری منو فدراسیون هم الان یهویی! قبل انتخابش که برنامههاش رو اعلام نکرد که ملت بدونند به چی قراره رای بدن!! فلذا بنده جور کم کاری حضرات را میکشم و به نیابت از ایشان برنامههای چهار ساله پیش روی فدراسیون را اعلام میکنم.

1-افزایش پونصد! درصدی عضویت در پرتال فدراسیون با هدف تعدیل و شناور ساختن نرخ عضویت به گونه‎ای که اونچنان درآمد سرشار نصیب کوه‎نوردان بشود که نگو، اونچنان نشاط در کوه‎نوردان فراگیر شود که نگو!

2-ده برابر کردن عوارض خروج از فدراسیون برای آن دسته از کوهنوردانی که قصد دارند برای بار اول از عضویت فدراسیون خارج شوند؛ برای بار دوم بیست برابر و برای بار سوم زدن سه دانگ منزل مسکونی به نام فدراسیون.

3-توسعه کارگروههای فدراسیون به دویست تا! به گونهای که به هریک از دوستان یک کارگروه برسد.

4-افزایش دورههای پیش نیاز مربیگری به صد تا، تا هر کسی جرات مربیگری نداشته باشد.

5-توسعه سفرهای خارجی اعضای فدراسیون برای کسب تجربه و مطالعات تطبیقی و تزریق آن به کوهنوردان به صورت مفتی!

6-تربیت مربیان فراوان به گونهای که به هر کارآموز5 تا مربی برسد.

7-افزایش نرخ صد در صدی سالن سنگنوردی داوودی با هدف جذب استعدادها(مدیونید جذب استعداد را پول فرض کنید)

8-برای جلوگیری از فرار مغزها و حفظ و حراست آن ها حکم تمامی اعضای حال حاضر فدراسیون تمدید میشود.

9-برگزاری جشنواره‎های متعدد و دادن کلنگ‎های متعددتر!  جشنوارههایی چون بیل نمادین،کارابین و یومار نمادین،هشت تعقیب نمادین، ای تی سی گاید نمادین و طرح‎هایی چون طرح سیمرغ،چهل مرغ،عنقا،هدهد، کفتربازان بی ادعا،بیه بیه و غیره

لازم به ذکر است تازه این نصفشه صبر کنید سال بعد همش رو ببینید جیگرتون حال بیاد.

هدف ما جلب رضایت کوه‎نورداست!


تصویر بالا نمادین است


- قربان آقای صابری اومده  شما رو ببینه می گه می خواد حضوری تبریک بگه

*بش بگو آخه جوجه تو اومدی با من رقابت کنی؟ بس نبود تو انتخابات ضایع‎ات کردم؟ ببین .... بگو بش شانس آورد  چک افسری نخورده این بار هم اومد مو دماغ شد بگو بچه ها با تیر بزننش...

- بله قربان... خانم گرجی رو چه کنیم می دونید که به خاطر شما با هماهنگی قبلی انصراف داد.

* بش بگو احسنت خوشم اومد به موقع انصراف دادی بگو دوباره سر پستت ابقا می شی ... بگو دارمت

- بله قربان ضمنا بچه‎های تیم می گن ما سر کارمون هستیم؟

* بگو همه‎‎شون تا وقتی من رضا جونشون هستم هستند... حالا برو کار دارم....هی اون سیگار برگ منو هم بیار...


" الناز رکابی" در مسابقات اخیر کاپ آسیا به مقام قهرمانی رسید ما هم اینطور از ایشان تقدیر کردیم!

آن یگانه سنگ‎نورد پر زور، آن بسان موتور دوگانه سوز، آن جهیده بر هر تخته سنگ، آن خندیده به ریش ما هر دَم قشنگ، آن نشسته بر گیره‎ی تاپ، آن برنده کلی کاپ، اما هنوز نیوفتاده از تک و تاب، شیخه الناز رکابی ملقب به شاه ماهی صخره‎های مرجانی از نوادر سنگ بود و کواکب هفت رنگ!

  نقل است روزی به میان مریدان و شاگردان بود همی و سنگ‎نوردی می‎آموخت همی‎تر. پس مریدی برخاست و پرسید: ای شیخه چه شد سنگ‎نورد شدید؟ شیخه بفرمود: حکایتی دارد در ایام ماضی، پس در عنفوان کودکی مادرم هر وقت نان خامه‎ای می‎خرید پس به بالای کمد گذاردی دور ز دست  من و اخی! و چون از دسترس من و داوود دور ببودی بنابراین شش متر دیوار صعود می‎کردی تا به بالای کمد رسی  تا نان خامه ای به کف آوری و به نیش کشیم. این بود که سنگ‎نورد شدیم و چون گاهی شیرینی‎ها به ته می‎کشید با داوود سخت به رقابت بیامدی که آخری را که بخورد همانا صعود سرعتمان هم نیکو شد! ژنتیک است به گمانم!!

 و مریدی دیگر بگفت: ای شیخه مسئلتن؟ صعود از بهر نان خامه‎ای سخت فری سلو بودی آیا هیچ دچار حادثه بشدی؟ بگفت: حادثه نه ولی چند کِرّت داوود برا شیرینی با گوشتکوب بر سرم کوفتی تا آخرین نان خامه‎ای را به کف آوری، همان آسیب!!! پس مرید سر بخاراندی و سوت بلبلی همی بزدی.

نقل است شیخه روزی به میان مریدان مونث بودی به موعظت سنگ! پس بفرمود: بدانید روزی دوران قهرمانی من تمام خواهد شد و باید بروم پس مریدی گفت: ای شیخه آن روز چه به یادگار می گذاری از برای ما؟ بگفتا:  داوود پسر خوبیه مرد زندگیه!هرکس من استاد اویم باید زن داوود شود!!... پس مریدان قدقدی بکردی و کورچ بشدی و به گوشه‎ای بخزیدی بر تخم‎ها نشستی به فصل جوجه شدن!

روزی شیخه در محفلی داد سخن بدادی که من شاگرد بسیار بداشتی و هر که خواهد او را سنگ بیاموزم پس مریدی بِرَد پیت سیما گفت: هان ای شیخه پس کی خدمت برسیم؟ بگفتا: فعلا می‎خوام درس بخونم!! پس مرید بگفتا ای شیخه از بهر تلمذ سنگ منظوربُدی. پس شیخه بگفت هان!!... پس سر بخاراند و زیر لب بگفت: خاک بر سر بی لیاقتت.

چندی  به میان مریدان بود از بهر تدریس سنگ، پس مریدی بپرسید: ای شیخه گره خفت چیست؟ شیخه گفت: همانا گره خفت! نیکو گره‎ای است و بر هر زن مسلمان واجب است آموختن آن! چون هر دم شُوی خرج خانه ندادی چهار دست و پایش  را گره خفت بزدی از پنجره آویران بکردی! سه سوت خرج خانه را بالا آمدی. پس مریدان از این همه فراست و کیاست شیخه به تحسین‎ها ،به به‎ها و ایول‎ها آمدند. 

حکایت است سنگ سالن و طبیعت و دیواره نیکو بدانستی پس روزی به جبال بود  مریدان طناب بیاوردند و گفتند: ای شیخه صعود دیواره یا کُرده ما را بیاموز؛ پس شیخه بگفتا: کی کُرده؟!! بگفتند: شیخه کسی کُرد نیست صعود دیواره‎ای بیاموز ما را. پس فرمود: آهان باشد پس طنابی راست کرد و داد  دو تن طناب را به هارنس خود گره هشت بزدی و خود به میانه شدی و گره پروانه بزدی و گفت حالا شروع می کنیم. پس پریدن کردندی بالا و مریدان طناب بچرخاندی و یک صدا بخواندی شمع ،گل ،پروانه - شمع، گل، پروانه که پایش آنی بلغزید و زمین بخورد و بگفت: آقا موچم از اول!

روزی در سالن به تعلیم بودی و گیره‎شناسی بیاموختی که این مُشتی‎ست، این جانبی‎ست و این اصطکاکی و این گیره معکوس، مریدی بگفت: ای شیخه گیره معکوس در چه زمان به کار آیدی؟ بگفتا وقتی در صعود  تنگ افتادی و مسیر عظیم سخت بیامد کلاچ می‎گیری و معکوس سه به دو می کشی و مسیر تاپ نمودندی!! و مریدان از این همه دانش و بینش و درایت غبطه‎ها بخوردی و حسرت‎ها بیامدندی و سینه‎ها بدراندندی!

روزی مریدی بگفت: ای شیخه از چه روی شاه ماهی سنگ هستی؟ ماهی‎ها سنگ نداشتی! که فرمود: ای بوجهل! پس صخره‎های مرجانی در زیر آب چیست؟ همه شان هم 5.13 بودی پس مرید به لاک فرو برفتی در فکر غرقاب بشدی.

شیخه گاه به تبلیغ اطمعه و اشربه نیز بیامدی و روزی در تبلیغ بگفتا: کوکا می خوری؟ غلط می کنی! کانادا بخور و نیکو تبلغی بشد.

روزی مریدی بگفت: ای شیخه سنگ‎نوردی چگونه مزه‎ای دارد؟ بگفت: مثل چیپس و ماست موسیر البته مزه لوطی خاکه! و مرید از این تشبیه انگشت به دندان خائیدن بگرفتی. 

نقل است قرار بود فیلمی چند به شیخ فرشید بدادی پس بگفت: همین روزها می‎دهم و آن روز رسید که شیخ فرشید سینه قبرستان در 120 سالگی آرمیده بود و شیخه الناز به بالای قبر بیامدی و بگفتا هنوز لود نشده!!! ولی بشه با تلگرام می‎فرستم اون دنیا خیالت جمع!

خدایش نگاهدارش باد